پیدا





یک

درخواست حذف اطلاعات

ای کتاب انسان خداگونه! ای که دور از دسترس می نمایی! و... + این جانب آماده پذیرش هدایای مختلف شما هستم.



دو

درخواست حذف اطلاعات

بار سفرم خلاصه میشه گاهاً در کتاب و لباس و بعضاً فقط کتاب:)



سه

درخواست حذف اطلاعات

هفته دیگه ان شاءالله میرم اصفهان هم یکی از دوستانم رو ببینم و هم هدیه ای که یکی از دوستان یی قراره بگیرن رو ازشون بگیرم:))



چهار

درخواست حذف اطلاعات

یک دوستی یک سخنرانی از حسن عباسی گذاشته و ما رِ منشن کرده.
گفت شما توی این هستید و بعد نگاه دیدم ای بابا تصویر ما رِ گرفتن لامصبا.



پنج

درخواست حذف اطلاعات

توی عرض این دو سال، موهای سفید رو راحت می تونم ببینم. + حواست هست به موهای سفید سرم/چقدر امسال از گذشته ش ته ترم



شش

درخواست حذف اطلاعات

جدی جدی دارم به سرعت به مرگم نزدیک می شم. + کی می دونه که کِی ملاقات می کنم با موت؟!



هفت

درخواست حذف اطلاعات

تا وقتی جماعتی باشن که با حرف بشن و با مفاهیم به مغزی برسن، امیدی به اصلاح نیست.



هشت

درخواست حذف اطلاعات

من عوض شدم ولی همچنان دوستت دارم، شاهدش موی سفید سرم.



چهارصد و هشتاد و شش

درخواست حذف اطلاعات

آتش زبانه کشد ز های جگرم...



چهارصد و هشتاد و نه

درخواست حذف اطلاعات

انسان در غربت باشه ولی دلبرش همراهش باشه...



چهارصد و نود

درخواست حذف اطلاعات

پنجاه سال نوکری اش را تباه کرد.



چهارصد و نود و یک

درخواست حذف اطلاعات

...وَ شَوقى إلَیکَ ذآئِدًا عَن عِصْیانِکَ.



چهارصد و نود و سه

درخواست حذف اطلاعات

این درد زانوی امشب، نتیجه سیگار به.



چهارصد و نود و پنج

درخواست حذف اطلاعات

یک ی عمران، رفتگر شهرداری کرمانشاه بوده! + شرح بر احوال بنده بماند.



چهارصد و نود و شش

درخواست حذف اطلاعات

برای یک دم خوشی، یک کاری رو انجام میدم و بعداً اون کار گریبانم رو میگیره! + ذا بقیه اعمال. ++ آه من یوم الجمع.



چهارصد و پنجاه

درخواست حذف اطلاعات

نه شکوفه ای، نه برگی، نه ثمر، نه شاخه دارم/متحیرم که دهقان به چه کار کشت ما را



چهارصد و پنجاه و یک

درخواست حذف اطلاعات

یک فرصتی کنم مباحثی که حول فلسفه طب رو جمع بندی کنم.



چهارصد و پنجاه و دو

درخواست حذف اطلاعات

تبعید هم حال و هوای خودش رو داره. + سخت ترین قسمتش دوری از دلبره.



چهارصد و پنجاه و سه

درخواست حذف اطلاعات

غربت و گرسنگی. + گرسنگی رو بی بهره ام؛ خدا توانش رو بده و بعد روزی کنه.



چهارصد و پنجاه و چهار

درخواست حذف اطلاعات

پس از چند وقت یک بحث نسبتاً مفصل داشتیم. + فکانت هباء منبثا.



چهارصد و پنجاه و پنج

درخواست حذف اطلاعات

بلا رو به هر ام قمری نمی دن!



چهارصد و پنجاه و شش

درخواست حذف اطلاعات

در این وقت مقدس این خاطره یادم اومد که چند روز پیش طهران بود و از راه آهن بیرون اومدم و دنبال قفل سازی که دیدم گوشه خیابون یک یرگه ای داره یک بست می کشه!



چهارصد و پنجاه و هفت

درخواست حذف اطلاعات

خودم رو می زنم به اون راه که نفهمم همدم تنهایی من نیومده...



چهارصد و چهل و هشت

درخواست حذف اطلاعات

تبعید علمی برای ی که بخواد فقط درس بخونه ضروریه. + دلبر اگه باشه حواس آدم پرت میشه.



چهارصد و چهل و دو

درخواست حذف اطلاعات

ارزشش رو داشت با سی و چهار هزار تومن بیام قم:) + قم.



چهارصد و چهل و سه

درخواست حذف اطلاعات

مشهد در مقابل قم تمدن عظیمه؛ چقدر جنگله این قم!



چهارصد و چهل و چهار

درخواست حذف اطلاعات

اگه در این دو سال در قم، آدم نشدم چی؟! + به نظرم قطع امید کنم بهتره.



چهارصد و چهل و پنج

درخواست حذف اطلاعات

همه اش در خودت جمع است، خود را بکاو. + سیمرغ، سی مرغ.



چهارصد و چهل و شش

درخواست حذف اطلاعات

طهور که می شوید هر آنچه غیر از اوست.



چهارصد و چهل و هفت

درخواست حذف اطلاعات

صبح زود از خواب بلند شین و برید دنبال درس و بحث و رسیدن به کارها. + الحق برکت رو در بین الطلوعین پخش می کنن.



چهارصد و سی و چهار

درخواست حذف اطلاعات

کانالم برای برخی حرف ها شاید: کلیک



چهارصد و سی و پنج

درخواست حذف اطلاعات

ب یک لایو مستقل درباره فلسفه و نقش فلسفه گذاشتم و به سؤالاتی که شب قبلش در مناظره پرسیده بودند جواب دادم.
قصد جواب دادن مستقل نداشتم ولی حداقلش این بود که قدری دید بیشتری نسبت به فلسفه دادم لااقل برای همان دو، سه نفری که ب آنلاین بودند.



چهارصد و سی و شش

درخواست حذف اطلاعات

عارف وقتی سنش بالا میره، مستانگی و مست کنندگیش بیشتر می شه؛ کهنه می شه. + کهنه شیراز مرا مست نکرد...



چهارصد و سی و هفت

درخواست حذف اطلاعات

صوت و تصویر مناظره رو، روی کانال گذاشتم.



چهارصد و سی و هشت

درخواست حذف اطلاعات

امیدوارم تا خود طهران همین قدر قطار خالی بمونه که راحت باشم.